|
یک شنبه 20 مرداد 1392برچسب:, :: 9:41 :: نويسنده : ღنـــــــــــواღ
یکی از فانتزیام اینه که توی یه پارک شلوغ شروع کنم به دویدن!!همزمان با اونم با موبایلم بگم : لعنتیا تا من نگفتم شلیک نکنید کلی آدم بیگناه اینجاست!!!(ینی توهم در حد سراب های بیابان های 150 درجه آمازون ) .. ..
از فانتزیای اصلیم اینه که واسه یه سرما خوردگی برم دکتر اونم یهو بگه ی بیماری لاعلاج دارم و 1 سال بیشتر زنده نیستم!!منم 11 ماه با این راز تو سینم زندگی کنم تا اینکه 1 روز وقتی همکلاسیام اذیتم کردن من این رازو فاش کنم اونام تو بهت بهم نگاه کنن و زبونشون بند بیاد!!!منم در همین حین صحنه رو بسمت افق ترک کنم و تو نور محو شم!!!اونام هرچی صدام کنن و دنبالم بیان بهم نرسن و بقیه عمرشونو تو حسرت زندگی کنن کصاففطا!!! ینی تحلیل در حد جنگ ستارگان هندی !!! .. .. .. یکی از عجیب ترین فانتزیام اینه که " درس بخونم "
نظرات شما عزیزان: kimya
![]() ساعت9:17---2 شهريور 1392
مگه امازون بیابان داره
منطزرم bye
من زاده ی ♥ ...مردادیم ♥ ...
اگر مرا ميخواهی بايد با "زود رنــــــجی ام" بخواهی ... اگر مرا ميخواهی بايد با " پيچــــــــيدگی ام " بخواهی ... اگر مرا ميخواهی بايد با "صــــــــــراحتم " بخواهی ... من با بقيه متفاوتم ... پس اگر نميتوانی " خــــــــــــــاص " بودنم را باور کنی به من نزديک نشو دختر دوچرخه سوار
![]() ساعت13:06---25 مرداد 1392
این ادرس منبعشهhttp://bestsmiley.blogfa.com/
یادت باشه بعضی وقتا ادامه مطلبش یه کد می خواد تو 1150 این کدو بنویس سیما
![]() ساعت10:18---20 مرداد 1392
خخخخخخخخ
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() |